:: ع. م ۱۴۳۵ ::

خَلِّیانے نَحْوَ مَنْظورے أَقِف ...

:: ع. م ۱۴۳۵ ::

خَلِّیانے نَحْوَ مَنْظورے أَقِف ...

:: ع. م ۱۴۳۵ ::

سلام بر بازدید کننده عزیز . خوش آمدید . براے دسترسے بهتر به آرشیو مطالب از قسمت دسته بندے استفاده کنید . نظرات شما منبع درک من از این است که چه بنویسم و چگونه بگویم ! با افتخار اعلام میکنم اهل کپے کردن نیستم و راضے هم نیستم که از من کپے شود . هر آموزشے که در اینجا منتشر میشود انتشار آن با ذکر منبع بلامانع میباشد . متشکرم . والسلام ...

بایگانی

چند لحظه با بابا طاهر عریان همدانی

پنجشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۵۷ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


قصد دارم در این مطلب سه دو بیتی از بابا طاهر عریان عارف بزرگ همدانی - لرستانی در این وبلاگ بنویسم ، در مورد شخصیت و زندگانی این بزرگ مرد عریان از ظواهر حیات ، مطالب گفتند و مباحث نوشتند . از وقایعی که زیاد روی آن تاکید شده است یکی نصایحی است که او به سلجوقیان کرده و دیگری مرگ پسرش که او هم مثل خاقانی و حافظ و فردوسی از این محل ضربه عاطفی خورده و رثا گفته ...

اما چرا دو بیتی ؟ می دانیم که روستاییان و ساده دلان و روشن ضمیران غیر شهر نشین عموما در ساخت ترانه های محلی و عامیانه از گذشته های دور نقش داشته اند ، آنان که نه افکار فلسفی و عرفانی رباعی را داشتند نه با وزن آن کنار می آمدند پس چه بهتر که دو بیتی می گفتند ، شعری که کوتاه است و گیرا و با وزن موسیقایی ! که حتی وزن اش ما را به صفای روستایی آسان گیر دعوت میکند ...

( مفاعیلن مفاعیلن فعولن )

در ادامه مطلب بر سبیل ایجاز برای معرفی این دو بیتی سرای بزرگ 

سه دو بیتی از او نقل خواهم کرد ، ان شاءالله مفید باشد :

ﮔﺮﻡ ﺧﻮﺍﻧﯽ ﻭﺭﻡ ﺭﺍﻧﯽ ﺗﻪ ﺩﺍﻧﯽ

ﮔﺮﻡ ﺩﺭﺗﺶ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ ﺗﻪ ﺩﺍﻧﯽ

ﻭﺭﻡ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺯﻧﯽ ﺍﻟﻮﻧﺪ ﻭ ﻣﻴﻤﻨﺪ

ﻫﻤﯽ ﻭﺍﺟﻢ ﺧﺪﺍ ﺟﺎﻧﯽ ﺗﻪ ﺩﺍﻧﯽ

 ۰۰۰

ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﻫﺮ ﺍﺯ ﺑﺮ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ

ﻧﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻭﺍﻧﻮﻳﺴﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ

ﭼﻮ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺳﺮ ﻧﻬﻨﺪ ﺍﻧﺪﺭ ﺑﻴﺎﺑﺎﻥ

ﺍﺯﻳﻦ ﮔﻮ ﮔﻞ ﺭﻭﻧﺪ ﺁﻫﻮ ﭼﺮﺍﻧﻨﺪ

۰۰۰

ﺩﻻ ﻏﺎﻓﻞ ﺯ ﺳﺒﺤﺎﻧﯽ ﭼﻪ ﺣﺎﺻﻞ

ﻣﻄﻴﻊ ﻧﻔﺲ ﻭ ﺷﻴﻄﺎﻧﯽ ﭼﻪ ﺣﺎﺻﻞ

ﺑﻮﺩ ﻗﺪﺭ ﺗﻮ ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺍﺯ ﻣﻼﻳﮏ

ﺗﻮ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺣﺎﺻﻞ


__________________________

ته ، > تو  ته دانی > تو می دانی 

گو ، > گودال ، چاه > استعاره از دنیا 

  • شیخ ع . م